من و وروجک هام

دنیای شیرین پنج ماهگی مهراناخانوم💕

1397/9/12 12:57
نویسنده : مامان صدیق
13 بازدید
اشتراک گذاری

پنج ماهگی ت ک تموم شد شیر وغذاهای کمکی شروع شد.همچنان شیر خشک نمیخوری اما سرلاک و فرنی و حریر بادوم را با اشتها زیاد نوش جون میکنی😙😙حریربادوم و سرلاک رو یکم ابکی درست میکنم و باشیشه شیری ک باابتکار بابایی سوراخ سرش رو کمی بزرگتر کردیم میل میکنی(اینجوری کمتر خودت و لباستو کثیف میکنی)😙

سر سفره غذا ک میشینی یا هرخوراکی ک ببینی دست و پا میزنی و میخوای ک ب دهن بگیری مخصوصاااا بستنی ک بدجور با روح و روانت بازی میکنه😁😁😙

ب تصاویر و دیوارهای رنگی و عروسک ها یا حتی تصاویر تلویزیون واکنش نشون میدی و براشون میخندی..از بین تموم تصاویر تصویر آقافیل روی کمد و برچسب باب اسفنجی تو اتاقتون و پروانه های توی حموم رو خییییلی دوست داری و تو هر حالتی بشون لبخند میزنی و حرف میزنی و دست پا تکون میدی

جدیدا حالت خوابیده بودن رو دوست نداری و زمانی ک بیداری یا به پهلو غلط میخوری..یا خودتو بالا میکشی و این یعنی منو بنشونید.. یا راه ببرید😙😙

حسسسسسابی قلقلکی شدی و گردن و شکمت رو ک میخورم از ته دل میخندی و ازاین کار خیلی خوشت میاد..

عشق مامانید تو و داداشی اما هردوتون کمی بهم حسادت می کنید و هرکی دوست داره زمان بیشتری رو با من داشته باشه و هرکدومتون رو ک بغل کنم اون یکی ب سبک خودش صداش در میاد..توهم تا میبینی داداشی رو بغل کردم حسابی دست و پا میزنی و ادای گریه کردن در میاری و بعد ک میایی بغلم شروع میکنی ب خندیدن و با از خودت صدا تولیدمیکنی..بخاطر همین وقتی هردو خوابین بجای استراحت مشغول کارای خونه میشم و هرزمان ک یکی تون بیدار شد تموم وقتم رو باهاتون میگذرونم ک خدایی نکرده یوقت کمبود محبت و مهرمادری نگیرین💕💕

مثل داداشی از همون سه چهارماهگی حسسسسابی مامانی شدی و هستی و تو خونه تا بابایی نزدیک بشه جیغتون میره هوا و جالبیش اینجاس ک مثلا بابا میاد ب شوخی شکمتون رو میخوره یا نرمش میده و گرررریه میکنی بعدمن میام دقیقا همون کار رو میکنم و فوری حالتت عوض میشه و غش غش میخندی(دقیقا مثل برادرت مامانی هستی وحششششتناک)

پسندها (1)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
14 آذر 97 2:13
الهیییی چ ماااه شده مهرانای خاله😘😘😘  
1