امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 1 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

من و وروجک هام

مهرانا خانوم در❤

مهر مامان..مهرانای جانانم یک سال و شش ماه یا بهتر بگم ۱۸ ماهه شده.. یعنی یه سال و نیم شده... وای عزیزکم چقد روزها در کنارت تند تند میگذره ❤ وروجک خانم روز ب روز بزرگ و بزرگ تر و البته ک شیطون و شیطون تر میشه❤ تو این سن محسوس ترین رفتارت اینکه دوست داری مستقل باشی البته از همون اولم همینطور بودی اما تو این سن محسوس تر شده مث دوست داری همه کارها رو تنها و بدون کمک انجام بدی و اگه حس کنی یه دستی هست ک مراقبه پسش میزنی و اجازه نمیدی بهت نزدیک شه😂 مثلا میری سرسره توی پارک و دوست داری تنها سر بخوری و اگه حس کنی گرفتیمت ما رو پس میزنی😂 موقع غذا خوردن قاشق ب تنهایی دست میگیری و اگه دستمو بزارم زیر قاشق ک نریزه قه...
21 دی 1398

❤مهرانا خانوم❤ در یک سال وپنج ماهگی

مهر مامان❤ مهرانا ی من❤ نمیدونی چقد نگاه پر مهرت رودوست دارم❤موقع خوابیدن دستاتو میبوسم میزارم رو قلبم و این قوت قلبه برا من❤ خدایا شکرت بابت اینکه مهرانا رو ب من دادی❤خدایا هزار هزار هزار بار شکرررر❤ هر روز ک میگذره شیرین و شیرین تر❤شیطون و شیطون تر❤مهربون ومهربون تر میشی❤ جدیدا تفاوت بین اهنگ شاد و غمگین رو میشناسی و با اهنگ شاد چنان بپر بپر میکنی و قر و فر میدی و دست میزنی ک خود اهنگ سازشم اینقد ذوق نمیکنه😂 کلیپ هایی ک خیلی دوست دارین رو رو فل ش زدم و براتون پخش میکنم و بعضی ها رو بیشتر دوست داری و تا ایکنش میاد رو صفحه ال سی دی.. میایی و دست میزاری روی اون و یعنی اینکه این کلیپو برام بزار😂😂 میدونی ترس چیه و از...
26 آذر 1398

مهر ماما در یک سال و پنج ماهگی❤

عسل مامانی❤ هر روز ک میگذره شیرین وشیرین تر میشی❤ جدیدا سعی میکنی جملات و کلماتی ک میشنوی تکرار کنی مخصوصا اگه گوینده امیررضا باشه😀❤ هرچند نمیتونی صحبت کنی اما بالاخره از هر جمله و کلمه یه حرفشو مدام میگی😀 ب شیشه شیر میگی:شیشی و میری پیش کابینت و شیشی میگی و یعنی برام درست کنید یا اینکه میایی کنار فریزر و میگی :بس بس یعنی بستنی😀❤ تا قبل از این وقتی خبری از بستنی نبود میگفتم بستنی نیست و حواستو ب چیز دیگه ای پرت میکردم و قضیه ختم بخیر میشد اما حالا دیگه اینجوریا نیست و تا بگم بستنی تموم دستمو میکشی سمت در خروجی خونه و برام بای بای میکنی یعنی اینکه برم برات بخرم😂😂😂😂😂 عشق مامان اخه تو از کجا میدونی ک این خورا...
9 آذر 1398

یک سال و دو ماهگی ❤مهراناخانوم❤

ماشالله هزار ماشالله خیییییلی شیطون و بازیگوش شدی و سرعت عملت تو خرابکاری سرعت نور در ثانیه س😂 چون سفر بودیم و مشغول فرصت نکردم ویژگی های ماه قبلو بنویسم و الان هردوماه رو باهم میگم میگن دختر هووی مامانه اما فعلا هووی داداشی شدی و هرکاری ک امیررضا انجام میده تقلید میکنی...هر اسباب بازی ک بگیره دستش میخوای..تقلید مححححض😂 تا حدی ک مثلا اگه داداشی سرفه کنه بزور ادای سرفه در میاری و باید بهت بگیم عافیت.. امیررضا سرماخورده و مدام فین میکنه و تو هم باهم فین داداشی دستمال میگیری جلو بینی و چون خبری نیست صدای فینو با دهن درمیاری و خنده ای ک همراهش داری یعنی اینکه خودتم میدونی داری تقلید میکنی و میخوای از غافله توجه مامان جا نمونی😅😂😚...
31 مرداد 1398
1