امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 1 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

من و وروجک هام

شب یلدا سال ۱۳۹۸🍉

شب یلدای امسال شنبه شب بود و چون تایم عصر بودیم و بابایی هم تا ساعت ۹شب جلسه سرگروه ها رو داشتن نمیشد رفت جایی و حتی خونه خودمون گرفت چون تا دیگه زمان خوابتون بود و بجای خوشی اذیتی داشت قرار بود یک شب قبل تو خونمون بگیرم ک خانواده عمو ابراهیم سرزده از عصر اومدن وبازم فرصت نشد ولی با تمام اینا لباس شب یلداتون رو خریدم و عکس یادگاری انداختم خونه خاله ندا قرار بود برن خونه خواهرشون جمع بشن اما چون میدونستن ما همراهشون نمیایم ب احترام ما و محبتشون خونه خودشون برگزار کردن و شب یلدا رو باهم و در کنارشون ب شادی گذروندیم ...
11 دی 1398

جشن تولد سه سالگی 😙آقاامیررضا😙

پارسال دو سالگی گلپسرمون مصادف شد با بیمارستان بودن بی بی جون و بعدم ک فوت و کلا نشد جشن بگیریم و امسال هم چون بامراسم سالگرد و خاطرات پارسال و .‌ بود جو مناسبی برای گرفتن جشن و حس و حالش نبود تا اینکه بالاخره بعد از یک هفته تصمیم گرفتم تولد سه سالگی گلپسری رو بل یه کیک و عکس و تم و ... شادی های عالم بچه ها بگیرم و اینم بشه جزیی از خاطرات شیرین و موندگار😚 از چنر هفته قبل خاله لیلا پیشنهاد داد ک براب تغییر روحیه خواهرا هم ک شده بیام و جشن تولد امیررضا رو رامشیر بگیرم ک همه ب بهونه تولد ب شادی جم شن تصمیمم بر این شد و تا اینکه کار تو کار پیش اومد و امروز و فردا کردیم و اخرش قرار شد تو خونه خودمون دور همی بگی...
7 شهريور 1398

مراسم تولد یک سالگی مهرانا و سه سالگی امیررضا

  امسال رو تصمیم گرفتیم تولد هردوتون رو تو یه روز بگیریم از یک هفته قبل دنبال تم و نمونه کیکی میگشتم ک به هردوتون یعنی دختر و پسر بخوره تم پوکویو...اسب شاخ دار..کفش دوزک و.. قشنگ بودن اما ناقص بودن..یکی ریسه نداشت..یکی سفره ش نبودو.. بالاخره تم و کیک رنگین کمون انتخاب کردم روز قبل از تولد با کمک امیررضا و ذوق و شوق و روحیه دهی مهرانا تزییناتو انجام دادیم و اما انتخاب و چاپ عکس اخر شب و بعد از خوابیدن وروجک ها و در کمال ارامش بود و ب خودم اومدم دیدم ای وووووای ساعت چهار صبحه و من مشغول کارهای تولدم😄😉😙 مراسم تولد غروب تا دیر وقت شب بود و من از عصر میز رو چیدم اما چیدن همانا و ر...
12 تير 1398
1