من و وروجک هام

اولین مروارید مهرانا

تو هشت ماهگی اولین مرواریدت جوونه زد😙😙 یهو انگشتمو دهن گرفتی و حس کردم لثه پایین سمت راستت چیز زبری حس کردم و متوجه شدم بللللله دندونه هاب خانم کم کم داره در میان فعلا فقط یکی هست قشنگترین مرحله رشد بچه بنظرم دندون و راه رفتنه امیررضا یک سالگی دندون دراورد.دقیقا سه روز بعد از جشن تولد یکسالگی بخاطر همینم جشن دندونشو دیگه نگرفتیم😙 خبر دندون رو اول ب بابا بعد خاله ندا بعد خاله کلثوم و بعد خاله فاطمه و... گفتم ...
29 بهمن 1397

شکلات منی..😙😙

وقتی تو مسیربرگشت از مدرسه باشیم و داداشی بهت کاکائو تعارف کنه و بگه آجی بخور اَوی بشی(قوی)😂😂 قوی بشی رو تقریبا اخر هر جمله ک خوراکی داره میگی و از برنامه مهد پویا یاد گرفتی..😙 ...
29 بهمن 1397

آقا و خوابیدن تو کرییر😁

گاهی یهو دلت میخواد ک تو کریر اجی بشینی و امروز یهویی خوابت برد😙 عزیزه دلم یه زمانی اونقد کوچولو بودی ک نمیشد تو کریر گذاشتت اما با یه بهم زدنی الان دیگه برات کوچیکه😙😙 من ب فدای قد و بالای گلپسرم..وقتایی ک اینجوری اروم یهویی خوابت میبره بند دلم پاره میشه و دلم میگیره میگم نکنه زمانی ک میخواستی چشماتو روهم بزاری ب آغوشم نیاز داشتی و من مشغول خواهری بودم..و تصور اینحالت خیلی بهم فشار روحی میاره و منتظر میمونم بیدار شی و یه دل سیر بغلت میکنم و نوازش و مهر ومحبت و کللی بازی ک جبران اون لحظه بشه😙 اینجاتایم عصر مسیر برگشت از مدرسه س😙 ...
29 بهمن 1397

اردوی علمی امیررضا😙😎

اولین اردوی علمی امسال رو ب مقصد بهزیستی*پژوهش سرا*سازمان هواشناسی برگزار کردیم و تموم مکان ها برات جالب بود مخصوصا پژوهش سرا ک حسسسسسابی کیف کرده بودی وقتی اتاق نجوم برا دانش اموزا فیلم پخش میکردن حسابی ذوق زده میشدی و وقتی قرار بود محتوای فیلمو بچه ها ازمایش کنن میاومدی پیش مسول مربوط و میگفتی من!!!!و میخواستی خودت انجام بدی😁😁 یجا باید دانش اموزا بادکنک میترکوندن و بدو اومدی گفتی من!!آقا!!!! و اقای محمدنژاد مجبور شد بره برات یه بادکنک اختصاصی بیاره😂😂😂 قسمت ازمایشگاهم ک از میز بزرگ ازمایش خیییلی تعجب کردس و کم کم ده باری دور تا دور میز میچرخیدی و دور میزدی😅😀 برا اولین بار سوار مینی بوس شدی و خییلی برات لذت بخش بود تاحدی ...
28 بهمن 1397