امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

من و وروجک هام

‌کارتون بازی❤

این روزا یه سرگرمی جدید پیدا کردین و اون بازی با کارتونه هر دو روز یکبار بابا از سوپر مارکت محله براتون کارتون میاره و شما اونقققققد باهاش بازی میکنید تا حسابی پاره پوره بشه و بره زباله و کارتون جدید بیاد میرید تو کارتون قایم میشین و در رو خودتون میبندین...توش میشنید و دور خونه چرختون میدیم..با اره و وسایل نجاری ک دارین گوشه هاشو میبرید..سوراخ سوراخش میکنید و کللللی سرگرمی دیگه روان شناس ها همیشه ب کارتون بازی توصیه کردن و ووووواقعا هم سرگرمی خیلی جذاب و مفیدیه براتون❤❤ ...
21 تير 1398

تردمیل🏃🏃

  مثلا برا خودم تردمیل گرفتم ک حالا ک فرصت باشگاه ندارم یوقتایی بشه تو خونه ورزش کنم اما از دستت شیطونکا تا وقتی ک بیدارن جرات نزدیک شدن بهشو نداریم و باید منتظر شیم بخوابن تا بتونیم ده دقیقه ای فیض ببریم😂 ب جرات میتونم بگم بعد از مدتهاااا از یه وسیله اینققققد ذوق کردین و امیررضا اونقدی ک برا تردمیل خوشحاله برا دوچرخه ش نبود از صبح ک پا میشه میره روشنش میکنه و باهاش ورزش میکنه تا خود ظهر بهتره بگم تا خود شب 😅😂😂😂 ما روی دور کم گذاشتیم ک هروقت روشن کنی مشکلی پیش نیاد و راحت بدوی😚😚 زمان استفاده ما از تردمیل وقتایی ک شما شیطونکا خواب باشین😚😚 دلیل خریدن تردمیلو این گفتیم ک چون بعد از غذا میگی...
18 تير 1398

رفتن ب باشگاه برا ورزش و پیدا کردن مدارک گم شده

بعد از حدود یک ماه برنامه ریزی برا رفتن ب باشگاه بالاخرررررره یروز موفق شدم هر طوری شده مهرانا رو تا لحظه رفتن ب باشگاه بیدار نگه دارم و دم رفتن بخوابونم و من و گلپسری باهم رفتیم باشگاه مکانش خییییلی کوچیک بود و فقط میشد اروبیک کار کرد بدون دویدن و با این شرایط امیررضا فقط یه گوشه نشست و مارو نگاه میکرد و خبری از دویدن و تخلیه انرژی نبود و از باشگاه ک برگشتیم من خسته و انرژی سوزونده باشگاه بودم و امیررضا و مهرانا دنبال فرصت برا سوزوندن انرژی بهمین خاطر ترجیح دادم بجای رفتن ب باشگاه بافسقلی هام برم پارک و اونا با باباشون مشغول شن و منم برم سمت وسایل ورزشی و اونجا ورزش کنم تو باشگاهم چون امیررضا همش یه گوشه بود خسته شد و نصف ه...
18 تير 1398

ویژگی های یکساگی مهرانا گلی😚😚

گلدخترم یک سال ونه روزه شده و تو این مدت شیرین تر و عزیزتر و شیطون تر شده جدیدا بازی دالی موشه رو یاد گرفته و تا بگم دالی..دستاشو میزاره جلو چشماش و مثلا قایم میشه😂😂 تا قبل از این اگه وسیله ای دستش بود ب طرف مقابل میداد اما جدیدا اگه باب میلش نباشه وسیله رو سمت کمرش قایم میکنه و با یه لبخندی ک مثلا میخواد ناراحت نشیم بسر میکنه😁 تا قبل از این از بازی ما با امیررضا خوشحال میشد و شادی میکرد اما جدیدا باین اکتفا نمیکنه و حین بازی بهونه گیری میکنه ک بغلش کنم و همون بازی ک با داداشی دارم با اونم داشته باشم این وسط حضور بابا ک ممنوووووعه و تا بیاد سمتت گررریه و یعنی میخوای ک من بغلت کنم😂😚 عشق بیرون رفتنی و لحظه بیرون ز...
13 تير 1398

جعبه ابزار سرگرمی جدید امیررضا😚

کادوی خاله کلثوم بمناسبت تولدتون جعبه ابزار و عروسک قورباغه بود ک هردوتون خییییلی خوشحال شدین😚😚 مخصوصا جعبه ابزار ک کاملا جدید بود و اتفاقا تو لیست خرید ماه بعدمون بود تقریبا هر روز از سوپر مارکت محله کارتون میاریم و با اره یه قسمتشو میبری و کلی باهاش سرگرم میشی😚😚 ...
13 تير 1398