امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره

من و وروجک هام

مهرِمامان سه روزه لب ب هیییچ غذایی نزده😑

حدود سه روزه لب ب هیچچچچ غذایی بجز سیب زمینی سرخ کرده و هیییییچ میوه ای بجز هندونه نمیزنی فقط شیشه شیر میخوری اونم خیییییلی خییییلی کم نمیدونم چرا یهو اینقد بد غذا شدی..تازه داشتی شروع میکردی ب خوردن و کمی جون گرفته بودی اما بازم برگشتی خونه اول😔 خیلی نگران و ناراحتتم..دردت بجونم کاش زبون داشتی میگفتی چرا اشتهات کم شده..میگفتی چی دوست داری بخوری ک با جون و دلم برات درست میکردم.‌کاش میتونستی حرف بزنی و بگی چرا اینقد کم اشتها شدی😢😢 هر غذایی ک تا الان برات درست میکردم و با اشتها میخوردی رو برات درست کردم اما دریغ از یه قاشق خوردن😭😭 امیدوارم این حالتت طبیعی باشه و این کم اشتهایی برای دندونات یا یه پرسه از رشدت باشه تا یک ر...
1 مرداد 1398

اولین تجربه قطارسواری مهرانا در شهربازی جام جم😙😙

عصر یهویی خاله لیلا پیام داد ک میخوایم با خونه خاله فاطمه بیایم جام جم..شماهم میاین؟؟؟؟ ماهم ک برنامه رفتنو تو طول هفته داشتیم اکی دادیم و ب جمعشون پیوستیم این بار امیررضا نسبت ب سری قبل برا بازی کردن و رسیدن نوبتش صبر و حوصله ی بیشتری بخرج میداد و حتی برا رفتن هم کمتر بهونه گیر شد و همش مشغول بازی همراه صفا و محیا بود و خاطره جدید وجالب چندانی پیش نیومد و جالبترین خاطره مربوط ب مهراناس ک دوست داشت خودش ب تنهایی تموم بازی ها رو سوار شه و حاضر نبود بغلم بمونه و خودشو خم میکرد و میزاشتم زمین سه سوت خودشو ب بازی ها میرسوند یجا دیدم قطار ایستاده و مسولش نیست ک روشن کنه و خیالم راحت بود ک فعلا خاموش...
30 تير 1398

دنیای خواهر برادری😙😙

عشقوووولانه های مامانید شماهااااا😙😙😙😙😙😙😙😙 ریزه میزه هاااای مامانید شماهااااااا😙😙😙😙 بمب انرژی خونه ایددددد شماهاااااا 😙😙😙😙 هر روز ک میگذره و بزرگ و بزرگتر میشید شیرین کاری هاتون بیشتر میشه و از طرفی همدستی تون تو کار خرابی ها و اتحادتون برای انجام نبایدها بیشتررر میشه و از طرفی هم هرچقد باهم خوب هستین ولی همونقدم رقیب همید و یه لحظه نمیشه ازتون چشم برداشت😂 تا قبل از یک سالگی مهرانا اوضاع ب نسبت بهتر بود و همینکه ب امیررضا توجه میکردیم و سرگرم بازی باهاش میشدیم مهرانا هم خوشحال و سرگرم بود اما دیگه کم کم از این خبرا نیست و هر بازی ک با داداشی انجام میدیم عییینشو خواهری میطلبه مثلا باامیررضا گرگ ب...
27 تير 1398

حالت مهرانا گلی هنگام خرابکاری😙😙

این حالت وقتیه ک یکاری کرده ک نباید میکرده 😂😂 مثلا دست ب افتابگیرهای پنجره زده..کشوها رو ریخته بهم..از میز رفته باالا خلاصه متهم میدونه جرمش چیه خییییلی عسلی😙😙😙 تو این لحظات خودت غرق خنده میشی و تا بگم مهرررررانا چکار میکنی بدوووو میایی تو بغلم و میخندی😙😙 منم حالتم تو این لحظه جدی و لحن تنبیه نیست و با خنده صدا میزنم😙😙 ...
26 تير 1398

یک سال و یک ماهگی مهرِ مامان😙

ماشالله هزار ماشالله باشه خیییییلی شیطون و بازیگوش شدی شیطنت اونم از جنس دخترونش😂😙 جنس دخترونه این مدلیه ک تا امیررضا وسیله ای رو از دستت ببره جججججیغ میزنی و تا بهت پس نده ول کن نیستی حالت جیغت یه حالت طلبکارانه ای هست ب طوری ک گاهی من تو اشپزخونه م نگاه نکرده از لحن جیغت متوجه میشم ک وسیله ت ب یغما رفته😂😂 یوقتایی هم یه چیزی میخوای اما داداشی بهت نمیده شروه میکنی یکریز دَدَ دَ دَ .... گفتن و این یعنی داری گله و شکایت میکنی😂😙 وقتایی ک خوابت میاد و خسته ای با دهنت صدای خاصی در میاری ک منو داداشی اسمشو گذاشتیم بلبلی و این صدا رو ک در میاری یعنی خسته ای و خوابت میاد😙😂 ماشالله خیلی باهوشی و خیییییلی سریع همه...
26 تير 1398