امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

من و وروجک هام

دید و بازدید عید فطر۹۸

اینروزا حسابی مشغول دید و بازدید عیدیم و داریم این سنت قشنگ رو ادا میکنیم و انشالله سال به سال و نسل ب نسل پر شکوع تر برگزار بشه😙😙 گاهی برا انجام کار خونه مجبورم بزارمتون پای تی وی و یک دو ساعتی پاش باشین و چون نور تی وی برا چشماتون ضرر داره تا جایی ک بتونم چراغا رو روشن میکنم و نورشو ب تعادل میرسونم تو دید و بازدیدها و موقع پذیرایی کردن امیررضا حسابی اقا میشه و شکلات و شیرینی و قنادی و پیش دست ها رو خودش تعارف میکنه و حتی زحمت گل میزها باهاشه😁😂 عشق مامان مثلا بزرگ شده و قبل از اومدن مهمون میگه مامان خونه رو تمیز کنیم الان مهمون میاد و اگه اجی خوراکی بریزه رو زمین میگه اججی الان مهمون میاد نریز!!! تو این عکس منتظر اومدن...
30 خرداد 1398

ندا درمانی😅 😊😍

چند روزی سرما خورده بودی و خنده و شادی جاشو ب بی حالی و نق نق کردن و بهونه گیری داده بود تا اینکه تو همون روزا ک حسابی درگیرت بودم قرار شد خاله ندا و خواهرا و مامان بابا شامو بیاین خونه ما هر شخص دیگه ای بجز خاله ندا اینا بودن قطعاکنسل میکردم اما چون میدونستم با اومدنشون روحیه ت عوض میشه ن تنها تو زحمت نیفتادم ک خییییلی هم خوشحال شدم و بی صبرانه منتظرشون بودم حدسم درست بود و تا خاله ندا رو دیدی پریدی بغلش و سرتو میزاشتی رو شونه ش و خودتو لوس میکردی و با دیدنش انرژی گرفتی ومدام شیرین کاری میکردی و اخراشم‌ک تا تو اشپزخونه صدای خنده های بلندت با خاله ندا کل خونه رو پر کرد و با شادیت شاد شدیم یه جا خیلی...
30 خرداد 1398

وقتی بی خواب میشین و راه درمونش پارکه😂

یه شب بی خوابی اومده بود سراغتونو ب هر روشی نمیشد شمارو خوابوند خاموشی زدیم..خودمونو ب خواب زدیم..وعده فردا و خواب و بیداری دادیم هیچ کدوم اثر نداشت تا اینکه ب بابا گفتم ببریم پارک یکم بدون خسته بشن و اینطوری هم بچه ها خسته میشن هم زحمت ما کمتره و خلاصه راهی شدیم یک شب تا سه صبح پارک بودیم و بر خلاف تصورمون خیلی از خانواده های بچه داز اونجا بودن و بچه ها مشغول بازی چون پارک حفاظت شده ای هست و تمام شبانه روز نگهبان داره همه ساعت های شبانه روز امنیت خاص خودشو داره خلاصه اینقد بدو بدو کردین و از وسایل بالا پایین رفتین ک حسابی خسته شدین و نرسیده ب خونه خوابتون برد😚😂 روزهای تابستون تا خود شب خیلی گرمه...
28 خرداد 1398

مهرِ مامان سرماخورده🤒🤕😷

اینروزا بدجور سرماخوردی و خبری از خنده و بازی و انرژی مثبتت نیست😪 خیلی بی حالی..ن اشتهای غذا داری..ن شیر میخوری... و نه حتی دارو مثل همیشه برا سرماخوردگی فقط میبرمت دکتر و میگم اگه میشه با صبوری و دمنوش های خونگی خوب شی دارو نمیگیرم اما استامینوفن دادم ک تبت بیاد پایین و خدایی نکرده تشنج نکنی و.. اما متاسفانه به هیییییچ وجه حاضر ب خوردن نمیشی ب هیییییچ وجه تا قطره چکون رو میبینی دهنتو محکم میبندی و رو برمیگردونی یا یه وقت ک حواست نیست بهت میدم هرطوری شده پسش میدی یا با اب دهن یا با بالا اوردن..شیشه هم نمیخوری🤒🤕😔 خیلی بد اخلاق و بی حال شدی و فقط دوست داری بغلم باشی و باهات قدم بزنم کمر برام نزاشتی😓😓 دردت بجونم انشالل...
25 خرداد 1398

رژ گونه مامانو چکاررررر کردی😣😣

  اونی ک دست امیررضاس یه زمانی بش میگفتن رژ گونه😂😂😂 رژ گونه م ک خراب شد و رفت در اغوش سطل زباله😂😂😂 حالا یک عدد پای راست مهرانا ک دست اموز امیررضاست رو تو عکس پیدا کنید😂😂😂😂😂 ...
24 خرداد 1398

وقتی قراره مهمون بیاد و امیررضا داره کمک مامان اتاقشو تمیز میکنه😩😩

قرار بود مهمون بیاد خونمون و من مشغول تمیز کردن بودم و اتاق بچه ه هم جز مکان های تمیز بود تا اینکه مشغول اشپزخونه شدم و دیدم ک صدایی از گلپسری نمیاد و اومد سراغش و دیدم بلللللله حدسم درست بود و داره وسایل کمدشو میریزه بیرون..گفتم چرررررا؟گفت اخه  کمدم کثیفه عمو پورنگ ناراحت میشه😖😖😤😬😰هیجی نگفتم اما دیگه مامانا میتونن حسم تو لحظه درک کنن😭😭😭  ...
24 خرداد 1398

مرد کوچیک‌ خونه ما دو سال و نه ماهشه😙😙😙

مرد کوچیک زندگیم ب داشتنت افتخار میکنم روز ب روز ک میگذره با تموم شیطنت و لج بازی هات آقا تر میشی و منو بیشتر از همیشه دلبسته خودن میکنی گاهی یه حرکات و رفتارهایی انجام میدی ک حس میکنم یه مرد کوچولو تو خونه داریم و ب داشتنت میبالم خیلی وقته از ویژگی و رفتارهای جدیدت ننوشتم دلیلشم اینکه طول روز تمووووم وقت یا کنار شماهام و در حال بازی کردن یا مشغول کار خونه و... و اینکه چون تابستونه و اکثرا تو خونه ای و سرگرمی هات کمترشده علاقت ب گوشی بیشتر شده و نمیخوام تجربه وابستگی بیش از حد پارسالت تکرار شه وقتایی ک بیدارین خییییلی کم و پنهونکی دست ب گوشی میشم #بیشتر از گذشته بهم وابسته شدی و حالا دیگه حتی حاضر نیستی برا خری...
24 خرداد 1398