بودن با آدمهای خوب حال دلو خوب میکنه😘
اماده رفتن ب رامشیر و ناهارخونه خاله فاطمه👇 از خاله و عمو غریبگی میکردی ومثل همیشه بازار تحویلات یخخخخخ اما بجاش داداشی مثل همیشه مودب و خندون وارد خونه شد و باهمه دست داد و مثل مووووش دنبال حثام میگشت(حثام و ظان گفتنات خیییلی معروف شدن گلپسری😙) امیررضا سریع رفت سراغ گهواره حسام و ب هر طریقی بود بیدارش کرد😂 👇 بعد از ناهار مثل همیشه از برا یادگاری از بچه ها عکس گرفتیم...اونم چ عکسایی همه رو امیررضا برا جلب توجه خراب میکرد.البته خراب ک نخ بلکه شیرین ترش میکرد😂😂 اینم عکس هنری خودم👇 بعدشم رفتیم پیش ماما تا قبل از این تا با امیررضا میرفتیم سرمزار و میخواستم کمی سبک شم ...










