امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

من و وروجک هام

اولین بارون سال۹۸ 👈۴ آبان

اولین بارون سال ۹۸ دقیقا تو پایان یک سال و چهار ماهگی مهرانا جونم یعنی ۴ آبان باریدن گرفت بارش بارونش دو روز طول کشید و خیییلی خوب بود اینا همه از برکت وجود نازنین گلدخترمونه ک خدا هر ماه ب مناسبت ماهگردش یه نعمت و برکت میده 🥰🥰🥰🥰 این عکسامیررضا خان و تیام دختر همسایه س ک با اولین بارش سریجوگیر شدن و لباس زمستونی تن کردن😂 ...
9 آبان 1398

پایان سه سالگی امیررضا و یه عالمه تغییر رفتاری😍

عمر منننننی😍 تموم زندگی منی😍😍 فقط خدا میدونه چقققد دوستت دارم و چقد دلامون باهم جفت و جوره😍😍 هر روز ک میگذره و ب روزهای داشتنت اضافه می شه علاقه و دلبستگی م هم بهت بیشتر و بیشتر میشه و بیشتر از قبل و کمتر از بعد عاشق و و دلبسته ت میشم پایان سه سالگی و وارد شدن ب چهار سالگی یه مرحله خییییلی شیرین بود شیرین و پر از خاطرات قشنگ حس میکنم وارد چهار سالگی ک شدی با تموم بچگی و دنیای کودکیت خیلی بزرگ و فهمیده شدی و خیلی جاها مثل یه ادم بزرگ رفتار میکنی و انتظار رفتار بهتر از ما داری🤗😎 از لحاظ تغذیه باید بگم بالاخره میشه خیلی از غذاها رو بدون میکس بهت بدم و میتونی راحت تر بجوی مثلا تا قبل از...
9 آبان 1398

هیس!!!خواهر برادری امتحان دارن😂😂

این عکس ساعت شش ونیم صبحه و ما داشتیم تو اتاق صبحونه میخوردیم و برا رفتن ب مدرسه اماده میشدیم ک یهو هر دوتون اومدین تو اتاق و صورت نشسته کتاب گرفتین دستتون و شروع کردین ب ورق زدن و مثلا خوندن گفتم امیررضا!!مامان صبحونه میخوری؟؟ گفتی مگه نمیبینی من امتحان دارم😅😅😂😂 هرکاری هم ک برادری انجام میده خواهری تکرار میکنه😄😄😄😄 فیلم این لحظات رو هم گرفتم😂😄🥰 ...
2 آبان 1398

عکس امیررضا و آقا فیله😄

اینجا اومدم از اجی تکی عکس بگیرم ک یهو پیدات شد و خواستی ک از خودتم تکی بگیرم بعد یهو گفتی مامان اقا فیله هم بیاد بامون عکس بگیره تو این عکس مثلا دست تو گردن فیل انداختی😅😅😅 فیل و فنجون😄 ...
2 آبان 1398