امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
مهرانامهرانا، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

من و وروجک هام

نهااااایتش ۴ساعت تماشای تلویزیون⚘💖💙💖⚘

تموم کانال های تربیتی و روانشناسی کودک به این اتفاق نظر دارن که میزان تماشای تی وی با دقت و تمرکز تو دوران مدرسه رابطه عکس دارن برا همینم خداروشکر تا الان ساعت های پای تلویزیون نشستنتون تنظیمه و هدایت شده س⚘💖💙⚘ صحبها دو ساعتی پای برنامه اموزشی شبکه پویا هستین و غروبم ۴۵ دقیقه عمو پورنگ+وعده های ناهار و شام پای تلویزیون یعنی کلا از ۱۳ساعتی ک بیدارین نهاااااایت بشه ۴ ساعت ک بنظرم تو این شرایط قرنطینه و زندگی اپارتمانی و تعطیلی باشگاه ها و..واقعا عاااالی جااانم شما دو عشق کوچولو ک تموم تلاش و دغدغه م تامین ارامش شماست⚘💖💙⚘ یادم رفت بگم کلا خودتونم خیلی رغبتی ب تماشای تلویزیون ندارین چون هیجانات بازی با مامان بابا خیلی براتون ...
27 اسفند 1399

بازهم کنار دریاااااا

سنگ پرتاب کردن تو آب دریا یکی از بازی های مورد علاقه تونه و بی نهایت لذت میبرین💖 هرچی سنگی ک پرتاب میکنید بزرگتر باشه لذتشم بیشتره💖🌊💙 متاسفانه لب ساحل خیلی زباله و پسماند ریخته شده بود و اونجا بود ک متوجه شدین نباید زباله هامونو تو طبیعیت بریزیم😨 ...
25 اسفند 1399

عشقای مامان زود بزرگ نشین💖💙

امیررضا جانم💙عشق بی انتهای مامان💙 مهرانا جانم💖نفس مامان💖 میشه ازتون خواهش کنم دیگه بزرگ نشین💖💙 و تو همین سن و همین حال و هوای شیرین بچگی تون بمونید💖♥️💙 شب بعد از خواب یهو با خودم گفتم دو سه سال دیگه که میرید مدرسه چقد جاتون تو خونه خالی میشه! چقد دلتنگتون میشم و بی صبرانه منتظر اومدنتون میشم♥️ انشالله تنتون سالم باشه و هیچ چیزی نتونه قلبهامونو از هم دور کنه💖💙 ...
25 اسفند 1399

قانون بازی کردن شماها:هرکس با وسیله خودش اما کنار هم!!

برای شروع بازی تون اولش ناسازگاری می کنید و با وساطت من و گذاشتن قانون اینکه هرکس با وسیله خودش اما کنار هم ب بازی مشغول میشین😂⚘ ترجیحا بازی فکری خریداری میشه که تعداد قطعاتش زیاد باشن و بشه هردوتون سرگرم شین خووووش باشین عزیزانم ...
10 اسفند 1399

طبیعت گردی *زمستان ۹۹

اینروزها ک هوا خوبه و به نسبت بهاریه بهترین فرصت برای رفتن به بیابون و دل طبیعته از ساعت ده صبح میزنیم بیرون و با غروب افتاب راهی خونه میشیم♥️ چون عادت کردین همیشه تو جمع باشین اکثر وقتایی ک فقط خودمونیم سراغ همبازی هاتونو میگیرین.. امیر علی و خانواده اقای جلیلی.. خاله لیلا و بچه هاش .. و.. برای همینم طول هفته خودمون تنهایی بیرونیم و اخر هفته با عزیزان دیگه⚘ حالا همه عکسای بیرون رفتن های سه ماه دی و بهمن و اسفند رو میزارم که یادگاری بمونه⚘ خووووش باشین عزیزانم با اینکه رفتن ب بیرون همونقد ک خوش میگذره همونقدم برام زحمت داره اما همه اینا به لبخندتون میارزه ...
10 اسفند 1399

گلدون دوست داشتنی⚘

از بین همه گلدونا اینو خیلی دوست دارین و تا میگم بیاین باهم عکس بگیریم فوری میرید پیش این گلدون😀 اخه شما ک خودتون گلید♥️♥️ ...
12 بهمن 1399

اژدهای توی پارک و ترس مهرانا و شجاعت امیررضا😂

اژدهای شهربازیه ک مهرانا بشددددت ازش میترسه و وقتی میخواید از کنارش رد شه محمکم منو بغل میکنه و چشماشو میبنده😂 امیررضا ک این دوره رو پشت سر گذاشته و مثلا مردی شده برا خودش😂 وقتی ترس مهرانا رو می بینه میره کنار اژدها می ایسته و با حالت تند و دعوا میگه :اژدها چرا آجی منو میترسونی؟؟؟هااا؟؟؟ من نمیزارم اجی منو اذیت کنی 😂😂😂 بعدشم میاد مهرانا رو بوس میکنه و میگه اجی نترس من دعواش کردم😂😂♥️♥️♥️ ای جااااانم خواهر برادر مهرررربون عشقتون پابرجا عزییزانم♥️♥️♥️ ...
3 بهمن 1399

یه روز خوب در طبیعت با خانواده آقای جلیلی

بعد از سه چهارماه بالاخرررره پارک ها بازگشایی شدن و یه وسط هفته ای(ک خلوت باشه) با خانواده آقای جلیلی قرار گذاشتیم ک ناهار بریم پارک خلیج فارس هم از رفتن ب پارک هم داشتن یه همبازی(امیرعلی ومحمدرضا) خییییلی ذوق زده بودین بعد از پارک دل ب بیابون و صحرای اطراف سربندر زدیم برای بار اول امیررضا گلبازی رو تجربه کرد آغاز گلبازی وقتی بود ک توپ تو گلها گیر کرد و بابامحمد برا اوردن توپ تا زانو تو گل رفت مهرانا ترسیده بود وبا گریه میگفت بابا رفته تو گل و گرررریه اما امیررضا جرات پیدا کرد و حسابی گلبازی کرد خیالم راحت بود ک براتون لباس کافی اورده بودم و بعدش تو ماشین عوض کردین روز پرخاطره و خیییلی خوب بود هرچند دو ...
3 بهمن 1399