جذاب و دوست داشتنی😍مو فرفری مامانی😍
نوزاد ک بودی موهات کاملا صاف بود 😍 کمی بزرگتر ک شدی بردم ارایشگاه و یکم مرتبش کردم بعد از اون هرچی مو رشد کرد همه موج دار بودن😆😍 اوایل موهات قشنگ نبود اما هرچی بلندتر میشن و پر پشت تر قشنگ تر و نازتر میشن و این مدل مو خیلی بهت میاد اما ظاهرا..عمیقا...ش د س شدیدا با موهات مشکل داری😆 چون نه اجازه میدی شونه کنم...ن سشوار بزنم... دیگه وقتی اجازه شونه کردن موهاتو بهم نمیدی بنظرت اصلا چیزی به نام گیره و کش مو و سربند و..رو میشه برات گذاشت؟؟؟؟؟🤐😩 گاهی موقع گیره گذاشتن حواستو پرت میکنم اما همینکه یادت بیاد سریع از کله مبارکت درش میاری😫🤭 تو این عکس رسیدیم پارک و اولین کار کش موهاتو کندی😆 ...
اولین ماست خورون ❤مهرمامان❤
اخر هفته خونه خاله لیلا بودیم و چون خاله میدونست گلدختری جوجه دوست داره ناهار جوجه درست کرد و موقع کباب کرد اینققد دست و پا میزدی و برا خوردنش عجله داشتی ک اخراش دستتو رو شکمت میزاشتی و میگفتی هاااام و این یعنی بهم غذا بدین😆 سر سفره ناهار هم دور میزدی و از همه پیش دست های غذا میخواستی بخوری و جوجه همه رو امتحان کنی😆 برا شامم بازم خاله چون میدونست کته گوجه دوست داری ترتیبشو داد و برا بار اول بود و سر سفره شروع کردی با قاشق ماست خوردن و خیلی خوشت اومد نوش جونت عزیزکم خداروشکر ک خاله هایی دارین ک همه جوره هواتونو دارن😍 تو این لحظه یک سال وچهارماه عمر شیرین داری عشقم ...
😍جبران تموم نداشته های منی😍
...
سوپ خاله لیلا اشتهات رو باز کرد🥰
یه هفته مریض بودی و لب ب هییچی نمیزدی تا اینکه رفتیم خونه خاله لیلا و دیدی آلا داره سوپ میخوره و نشستی پیشش و بش اشاره کردی ک سوپ میخوایی و ماشالله دو کاسه سوپ رو خوردی و بازم اشتها داشتی فدای محبت خاله هات برم ک یکی از یکی مهربون ترن ما هر وقت قصد رامشیر میکنیم خاله سریع بساط سوپش رو اماده میکنه😄🥰 ...
عزیزه مامان بابا کیه!!
قشنگ ترین سوال و جواب اینکه ازت میپرسیم عزیزه مامان بابا کیه؟؟ دستت بالا میبری و میگه من!!! چققققد از این سوال و بازی خوشت میاد😄 تو این حین اگه داداشی هم باشه هردوتون باهم میگید من!!! و منم میگم هم مهرانا عزیزه هم امیررضا 😍😍😍😍 ...
یه اخر هفته و خونه بازی
اومدیم خونه بازی فسقلی ها اما ب نسبت بیبی لند ک پاتوق همیشگی تونه خیلی بهتون خوش نگذشت و ب پیشنهاد خودتون سانس رو تموم کردیم این عکسا مربوط ب یه پنجشنبه بود ک من و بچه ها تنها بودیم و بابایی رفته بودن ولایت خودشون😄 ...
اولین بارون سال۹۸ 👈۴ آبان
اولین بارون سال ۹۸ دقیقا تو پایان یک سال و چهار ماهگی مهرانا جونم یعنی ۴ آبان باریدن گرفت بارش بارونش دو روز طول کشید و خیییلی خوب بود اینا همه از برکت وجود نازنین گلدخترمونه ک خدا هر ماه ب مناسبت ماهگردش یه نعمت و برکت میده 🥰🥰🥰🥰 این عکسامیررضا خان و تیام دختر همسایه س ک با اولین بارش سریجوگیر شدن و لباس زمستونی تن کردن😂 ...












