دنیای خواهر یک ساله❤ و برادر سه ساله❤
پارک شهر😍
😍جبران تموم نداشته های منی😍
...
هیس!!!خواهر برادری امتحان دارن😂😂
این عکس ساعت شش ونیم صبحه و ما داشتیم تو اتاق صبحونه میخوردیم و برا رفتن ب مدرسه اماده میشدیم ک یهو هر دوتون اومدین تو اتاق و صورت نشسته کتاب گرفتین دستتون و شروع کردین ب ورق زدن و مثلا خوندن گفتم امیررضا!!مامان صبحونه میخوری؟؟ گفتی مگه نمیبینی من امتحان دارم😅😅😂😂 هرکاری هم ک برادری انجام میده خواهری تکرار میکنه😄😄😄😄 فیلم این لحظات رو هم گرفتم😂😄🥰 ...
نویسنده :
مامان صدیقه
13:53
رابطه شماها و بابایی
ویروس تب و ضایعه پوستی سوغات زائرین اربعین😅
هر سال بعد از روز اربعین امام حسین و برگشتن زایرها از کربلا طیف بیماری و مریضی و انواع ویروس ها تو کل کشور مخصوصا ما خوزستانی ها شیوع پیدا میکنه.. ما بچه دارها رو یک هفته ده روزی درگیر میکنه... امسالم مثل هر سال با برگشتن اولین زایرها بچه ها مریض شدن... از امیررضا شروع شد...تب شدید و بی حالی..بطوری ک تموم دهنش افت زد و کل بدنش دونه گرمی.. دارو ک گیاهی چ شیمیایی ب هییییچ وجه نمیخوری بهتره بگم هییییچی نمیخوری چ غذا چ اب.چ دارو.. سه روز گذشته و حسابی لاغر و زرد و بی حال شدی مامان دورت بگرده عزیزم امروز ک اومدم جوراب پات کنم دیدم تموم انگشتای پا و کف تاول زده این از شدت تب زیاده بعد ب دکتر زینب پیام دادم ...
نویسنده :
مامان صدیقه
19:49
شهربازی تو فصل مدارس جنگی ب دل نمیزنه
ب قرار همیشه ک ماهی یکبار تا دو بار میریم شهربازی اینبارم رفتیم اما ب برکت مدرسه رفتن و تخلیه همه انرژی تون چندان ذوق و شوقی نشون ندادین و موقع برگشت خیلی منطقی س و بی گریه و زاری برا بیشتر موندن و بازی کردن سوار ماشین شدین 🤣😅 پارکم خییییلی خلوت بود ب حدی ک اولش فک کردیم وسایل بازی تعطیلن اما تقریبا انگشت شمار بودن بچه ها ...
مثلا فردا امتحان دارن🤣
مثلا امیررضا امتحان داره و داره میخونه مهرانا هم ک اینروزا افتاده رو دور تقلید از داداشی و اونم کتاب ورداشته و داره میخونه😂😅 تو خونه و مدرسه یهو امررضا رو جو میگیره و میاد میگه چخبرتونه اروم تر !من فردا امتحان دارم😅😂 و اکثر مواقع امتحان مطالعات اجتماعی داره😅😂🤣 مهرانا هم تا میبینه داداشی کتاب ب دست گرفته اونم یه کتاب برمیداره و میگه هیسسسس و میره سرشو میکنه تو کتاب😂😂 بچه فرهنگی ک میگن همینااااان🤣🤩😂 ...









